هشت پرده از عاشورا

ماجرای عاشورا چه بود؟ امام حسین(ع) که بود؟ در کربلا چه اتفاقی افتاد؟ نینوا کجا بود؟ برای قرن ها واقعه عاشورا در تعابیر و قالب های مختلف بیان شده است، هرکس به زبانی و در اندیشه ای آن رخداد عظیم با مفاهیم ارزشمندش را بیان کرده است. تصویر کربلا لبریز از احساس و شوری که با عقل و حکمت در هم تنیده شده است. عاشورا و کربلا برای هر فردی با هر میزان از اعتقادی و در هر سنی پیامی برای مخاطب دارد. اصلا گویی نمایشی است برای همه سنین و همه نسل ها که کهنه و تکراری نمی شود. حادثه همان حادثه است و تمام آن مصیبت ها رنج ها تنها در یک نیمروز اتفاق افتاده است اما این را باید از عجایب عاشورا و کربلا دانست که روایت این خاندان در طول قرن ها رنگ کهنگی به خود نگرفته است و در تلاطم حوادث، متطلاتم گشته و حتی دایره وسعتش نیز گسترده تر شده است. با همه این ها یکی از ابزارهایی که توسط آن می توان مفاهیم را منتقل کرد «نوشتن» و «کلمات» هستند. کلماتی که با همه ظرفیتشان اما نمی توانند روای شایسته ای برای منتقل کردن حقیقت ماجرا باشند. اما چاره ای نیست و این ابزار پر مغز یکی از ابزارهای مهم و اساسی بشر برای نقل روایت هاست؛ هرچند که دست ما کوتاه و خرما بر نخیل…

 

پرده اول

شیهه ی درد بر گونه های سرخ

از ناز دخترانه تا نیاز پدرانه، خشم شب گرگینه‌ها بر تقلای معصومانه، سیلی باد بر صورت دختری سه ساله، ضربات سیف و حجر و سنان بر لبان روی نیزه، طاقت کم دختربچه ای با موهای آشفته، پاهای کوچک برهنه بر کویر داغ، مصیبت پشت مصیبت فراغ در پی فراغ، گلی بدون سایه بان در محاصره طوفان، معجری سوخته در شعله های بی غیرتی، دود و آتش و خون یادگاری از آخرین سفر، شیهه ی درد بر گونه های سرخ، پاشش خون از گوشواره های دزدی، خرابه ای شرمسار از میزبانی میهمان‌ها، قافله ای مملو از آه و حسرت، قافله سالاری به نام زینب، آخرین مامن برای یادگار برادر: عمه بابایم کجاست؟ و خفقان گریه در مستی شبی بد مست…

فوران بی طاقتی از کوه طاقت، دلتنگی برای خنده های پدر، جستجوی آغوش پدر بجای تازیانه های مرد قرمز پوش، سکوت شب و پایان جشن کفتارها، چشمانی که خواب نمی روند، تپش قلبی که آرام نمی گیرد، بی تابی که تاب نمی آورد، شروع جیغ های ممتد، نفس های تند ماهی در عمق کم رودخانه، پایان دنیا برای دختری بدون پدر، بی رحمی نگهبانی مست، تشتی برای آمدن پدر، آغوش باز دختر برای سر پدر، خضاب خون بر محاسن امام: بابای من قشنگ ترین بابای دنیاست.

 

پرده دوم

چکه شرمساری بر جبین پشیمانی

طلوع مردانگی بر برهوت خاطیان، عبور تاریکی بر روشنای سعادت، شکفتن غنچه بر صحرای انسانیت، آغوش باز بر سد آب، حراج اسارت بر بازار آزادگی، گردنی کج بر قامتی افتاده، چکمه هایی آویزان بر گلویی خشک، غوطه در وادی تردید و یقین، گشایش میدان برای راسخ ترین پشیمان، سوالی بی پاسخ در طول تاریخ: جبران چیزی که جبران شدنی نیست؟

‏افتاده به پای شاه کربلا، آیا مرا می پذیردهای پیاپی، چکه شرمساری بر جبین پشیمانی، خساست زمین برای بلیعدن خطاکار، گسیل نگهبانِ آب بر دامن کوثر، تازیانه خورشید بر گُرده رو سیاهان، رها شدن از دژخیمان کینه، خوش نامیِ ابدیت برای بدنامی تاریخ، کسی که نبود و هست شد، کسی که اسیر بود و آزاد شد، کسی که غلام بود و شاه شد، کسی که کور بود و حُر شد.

دستگیری شاه از غلامی پناه آورده به آستان، کرامت بی پایان کریم، خانه ای با دری همیشه باز، دری سوخته با مادری پهلو نشان، کوچه ای مملو از بهشت، صحرایی پوشییده از لاله های پرپر، نگاه عالم به شاه و غلام، خم شدنِ امام برای پشیمان ترین مرد جهان، باران حیرت بر چشمان خیس، خرمی بهشت برابر ویرانی جهنم، آخرین سوال و اولین جواب؛ می شود بپذیری مرا؟… :مهال است که رانده شوی از آستان ما…

تابلو نقاشی حُر اثر استاد کاظم چلیپا

 

پرده سوم

فوران خون بر عرش اعلا

عاشقی به نوبت، سرباز کوچک، مرد میدان، بی تابی آسمان، رنج زمین، سکوت زمان، فتح نبرد، اذن میدان، انکار عمو، امانت برادر، غربت حسین، کرم حسن، پسر حسن، دل حسین، بی قراری زینب، حیرانی عالم، غیرت علی، خانواده فاطمه، نبرد کوچه، درِ سوخته، ننگ انسان، حیوان دوپا، پایان رافت، اسلام یزید، تمسخر دشمن، معرکه‌ی درد، قتلگاه گل، آغوش عمو، شرمنده برادر، رضایت حسن، گریه حسین.

حسین تنها نیست، اینجا عاشوراست، محشر کبری‌ست، برادرزاده ای در رکاب عمو، تیزی شمشیر عدو، هجوم نیزه های بلا، غربتی که دوره شد، شمشیری که بالا رفت، دستی که حائل شد، عموزاده ای عزیزتر از فرزند، بلندی پیشانی خورشید، سر سلامتی مهر و ماه، ذره پروری آفتاب عالم تاب، دستی آویزان به پوست، نیزه ای که امان نداد، کار را یکسره کن، پژواک کفر در لشکر شیطان، نگرانی زنی بر روی تَل، هدیه زمین به آسمان، خورشیدی بر فراز نیزه، غروب دنیا در محشر کبری، فوران خون بر عرش اعلی، ما رایت الا جمیلا…

حرکت عبدالله‌ بن حسن بن علی (ع) از خیمه‌ها به سمت مقتل امام حسین (ع)

اثر حسن روح‌الامین

 

پرده چهارم

در دایره بزرگترها

احلی من العسل، در دایره بزرگترها، شبی برای ره صد ساله، سری برای سربازی، تنی برای جانبازی، سخت است امانت‌داری، درخشش طالع بر پیشانی، فریاد رجز بر تن‌های لرزان، بسم قاسم الجبارین…

رژه اسب ها بر تن زخمی، سلوک درد بر مزار تن، قربانی از پس قربانی، کوچ پرستوها از پس پرستوها، مصیبت عظما، عمو بر بالین پسر، خنده شهادت بر مرگ، شرمندگی عمو برای برادر، سوگواره ای برای حرم، فاصله انسان تا حیوان، ضجه ای از عمق تاریخ، چشمانی کور بر حقیقت، خواب‌رویی که بیدار نمی شود، جماعتی که انسان نمی شود، کویری گه گلستان نمی شود، لبانی که باران نمی شود، دنیایی که به سامان نمی شود.

لحظه های آخر زمین، تپش قلب امامی غریب، درهای باز آسمان، عرق سرد بر گُرده نوجوان، چکاچک شمشیر برّان، حمله گرگ ها به بیشه، اسبی برای هبوط، سقوط ماه بر خاک، صورتی پاره پاره، مبدا تاریخ، پایان قصه، شروع غصه…

 


شهادت حضرت قاسم(ع)؛ اثر حسن روح الامین

 

پرده پنجم

آخرین بازمانده

گهواره ای خالی، قنداقه ای خونی، انبوه بی امان ماتم، تقلای علیِ کوچک، جای خالی هق هق، حسرت باران آرزو، سکوت مرگ واره‌ی مادر، شرمساری سترگ پدر، همه‌ی دنیا فدایت حسین، عرفان متعالی رباب، قاب خنده نوزاد، تصویری برای ابدیت.

آخربن بازمانده، کوران عطش در کویر گلو، زمزم آب در چشمان مضطرب، مهتاب در دستان خورشید، رحمی کنید ای بی رحمان، ولوله در سپاه دشمن، جنب و جوش کلاه قرمزها، عصیان دستور شلیک، بی میلی تیر برای پرتاب، کمانی برای پشیمانی، معراج عشق در ظهر کم طاقت، سفیدی گلوی شاهزاده، تقلای ماهی در عمق کم برکه، اژدهایی به نام حرمله، نفرین بر کودک کُشان، سقوط تیر سه شعبه، خضاب پدر با خون پسر، لبریز درد بر قلب پدر، آرامش پسر در آغوش پدر، عروج خون در هفت آسمان، پژواک لالایی مادران عالم، آرام بخواب حالا… بدون لالایی…

 

 

کودک چقدر می‌خورد از نهر آب، آب؛ اثر حسن روح الامین

 

 

پرده ششم

سنگینی حادثه بر گردن کلمات

اشبه الناس بجده، تازیانه شمشیر بر فرق سر، تکرار علی وار تاریخ، این بار در صحرای محشر، سقوط آسمان بر ریگ های گداخته، تکه تکه های پیکر بهشت، اربا اربای جوانی رعنا، قامتی افتاده بر سرزمین بلا، اُف بر دنیای بعد از تو، اندوه گریه های حسین، جانبازی پسر برای پدر.

چرخش اسب در کارزار نبرد، سواری رزمجو با زرهی پولادین، خونخواهی شمشیر از یاس کبود، هجوم ابرهه بر کعبه جان، نگاه نگران پدر بر پسر، اشک و خون و آه، تعبیر بی تعبیر، واژه بی واژه، سنگینی حادثه بر گردن کلمات، حقی که ادا نمی شود، داستانی که روایت نمی شود، بی تابی جنگجوی تشنه لب، آخرین خواهش از پدر، سنگینی سلاح و زره، جرعه ای آب برای ضربتی دیگر، اشک‌های پدر و دست هایی که خالی نیست.

آتش غضب بر فرق زمین، لشکری بدون سرباز، اذن خواهی پسر برای تیغ عدو، شبیه پیامبر، فرزند ارشد، مقابل پدر، قامت سبز، آماده جانفشانی، شکوه آسمانی، آخرین بدرقه، نگرانی حرم، قدم به قدم، حجله قتلگاه، العطش‌های بی‌گاه، از میراث پیامبر تا تکرار علی وار تاریخ…

 

میوه دلم، اثر حسن روح الامین

 

پرده هفتم

آب روی آب

عشوه علقمه، آب روی آب، آبروی سقا، تشنگی تا ابدیت، سوز پرگداز جگر، به یاد برادر، جلوه نهر، خروش بحر، خنکای نم دار رود، آخرین بدرود، مشکی پر آب، ناله ی خیمه، بی تابی حرم، نیاز صنم، عطش کودکان، امید بچه ها، جای خالی مشک، تکبیر از راه دور، حمله سگ ها، جنگ خونین، تیر از پس تیر، نیزه از پس نیزه، خیبری دیگر در میدان، جایی بین زمین و آسمان.

هنوز امید هست، دلاوری بدون دست، دستانی افتاده به خاک، شیهه‌ی افلاک، ناله‌ی مادر، وحوش کمانداران: آب نرسد سقایی نباشد، تیری در چشم، نیزه ای در پشت، هنوز امید هست، مشکی پر آب، منتظرانِ عمو، بتاز ای اسب، چیزی نمانده، حرام لقمه های نمازخوان، مستانِ پر مدعا، پول در مقابل انسانیت، جنگجویانِ کور، از فاصله ای دور، تیری به غیرت سقا، مشکی خالی از آب، رفیق نیمه راه، توقف سوار، حیران و متحیر، سقای بدون مشک، سقای بدون دست.

قمری بدون کلاه خود، عمود آهنین، ضربتی به یاد پدر، تکرار علی وار تاریخ، سقوط بدون دست، هلهله‌ی شغال ها، قهقه های متعفن، اخا ادرک اخاک، سر بر دامن دوست، شرمندگی سقا، آبروی عالم، شرمنده نباش برادر، پیکری از هم جدا، خاموشی صدای الله اکبر، سکوت علقمه، شرمندگی آب، برادری تنها، غمی که پایان ندارد، سپاهی که علمدار ندارد، خواهری که پناه ندارد، شب بدون عباس، صحرایی بدون شیر، کابوس بچه ها، شروع ماجرا.

سقای بدون مشک، سقای بدون دست: دستگیر عالم است.

 

سقا، اثر حسن روح الامین

 

 

پرده هشتم

جرئت دست عدو

از دوش پیامبر تا گُرده اسب، از جلال مدینه تا محشر کربلا، از مسجد کوفه تا گودال قتلگاه، از بوسه پیامبر تا تیزی شمر، از شانه مادر تا تیر سه‌شعبه، از ابن ملجم تا ابن زیاد، از بغض علی تا نفی ولی، از شهر وفا تا قوم جفا، از کوه نامه های اهل کوفه تا هل من ناصر ینصرنی، از مناجات شبانه تا ذکر روی نی، از غروب خورشید تا خورشید نیزه، از عرش زمین تا روز اربعین.

شیوع طاعون بدعهدی، حلقه تنگ محاصره، تب ملتهب حرم، هنوز مردی هست، تپش آخرین ضربان، هجوم کفتارهای گرسنه، خضاب خون خدا، سرخی آسمان کبود، شیون سهمگین ملائکه، شروع تاریخ بشر، رسید لحظه موعود، درب سوخته خانه، زنجیر دستان حق، بوی یاس قتلگه، غربتی جان سوز، جگری سوز عطش، گوشه چشمی به خیام، هرکسی با نیزه ای، هرکسی با تیغه ای، سینه ای سنگین بدن، عالمی مسخ طلا، دلقکان شام بلا، راه را باز کنید، قاتلی سوی امام، جرات دست عدو، خواهری سوی برادر، سوی گودال بود، شمر جلوتر بود…

 

قتلگاه امام حسین (ع) اثر روح الامین؛ سپاه یزید به سمت امام (ع) یورش برده‌اند.

نقاش در این تصویر امام حسین (ع) را در نور نشان داده است.

به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *